کلاس پنجم من
برای شاگردان خوبم در کلاس پنجم 3 سعادت 
قالب وبلاگ

افغانستان

آخرین کشور هستم

در شرق ایران هستم

مردمم هستند روستایی

ندارم هیچ دریایی

بیشتر جاهام کوه دارم

دامپرور دام دارم

با آب شدن برفها

سرازیر شدن از کوهها

تشکیل می شه چندتا رود

کاندوز و هیرمند و هریررود

مرکز من هست کابل

یک رودم به نام کابل

نخ و پارچه صنعتند

که آنها هم نعمتند

ریسندگی و بافندگی

با پشم و پنبه هست کافی

اسلام دینمونه

دری پشتو زبانمونه


موضوعات مرتبط: جغرافی
[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 12:19 ] [ معلم ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هیچ‌گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت‌شان نگذار

*********************
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
که تنها دل من ؛ دل نیست...

*******************
یادش بخیر وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم!!!

********************
باران رحمت خدا هميشه مي بارد...
تقصير ماست كه كاسه هايمان را برعكس گرفته ايم !!!

********************
اگرنمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی
بوته ای در دامنه ای باش
ولی بهترین بوته ای باش كه در كناره راه می روید
(( اگر نمی توانی درخت باشی ،بوته باش ))

اگر نمی توانی بوته ای باشی، علف كوچكی باش
و چشم انداز كنار شاهراهی را شادمانه تر كن
اگر نمی توانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچك باش
-ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه!

همه ی ما را كه ناخدا نمی كنند، ملوان هم می توان بود
در این دنیا برای همه ی ما كاری هست
كارهای بزرگ و كارهای كمی كوچكتر
و آنچه كه وظیفه ی ماست ، چندان دور از دسترس نیست

اگرنمی توانی شاهراه باشی ، كوره راه باش
اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند
هر آنچه كه هستی، بهترینش باش!

*********************
خاطرات كودكي زيباترند
يادگاران كهن مانا ترند
درس‌هاي سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مكارو دزد دشت وباغ

روز مهماني كوكب خانم است
سفره پر از بوي نان گندم است

كاكلي گنجشككي با هوش بود
فيل ناداني برايش موش بود

با وجود سوز وسرماي شديد
ريز علي پيراهن از تن ميدريد

تا درون نيمكت جا ميشديم
ما پرازتصميم كبري ميشديم

پاك كن هايي زپاكي داشتيم
يك تراش سرخ لاكي داشتيم

كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هايش درد داشت
گرمي دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ كاه بود

مانده در گوشم صدايي چون تگرگ
خش خش جاروي با پا روي برگ
همكلاسي‌هاي من يادم كنيد
بازهم در كوچه فريادم كنيد

همكلاسي‌هاي درد و رنج و كار
بچه‌هاي جامه‌هاي وصله‌دار
بچه‌هاي دكه خوراك سرد
كودكان كوچه اما مرد مرد
كاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بود و تفريقي نبود
كاش مي‌شد باز كوچك مي‌شديم
لا اقل يك روز كودك مي‌شديم

ياد آن آموزگار ساده پوش
ياد آن گچ‌ها كه بودش روي دوش
اي معلم ياد و هم نامت بخير
ياد درس آب و بابايت بخير

اي دبستاني‌ترين احساس من
بازگرد اين مشق‌ها را خط بزن





امکانات وب
rsms.com/code-nohe-www.onlysms.ir/Ali Abdolmaleki Amo Abas.wma" >

کد موزيک

دریافت کد آهنگ